آزار و سوء استفاده جنسی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها


    قربانی آزار جنسی;
    اکثر افرادی که مورد آزار جنسی و يا حتی آزار جسمی قرار گرفته اند حس ميکنند که بدنشان از آنها گرفته شده است
    آزار و سوءاستفاده جنسی در حالت کلی زمانی اتفاق می افتد که يک فرد بدون اطلاع و يا رضايت فرد ديگر از او لذت جنسی ببرد طوری که باعث تحقير شخص شده و يا به شخص آسيب روحی و يا جسمی وارد شود.

    آزار و سوءاستفاده جنسی درجات مختلف دارد. آزار جنسی ميتواند جزو دسته جرم ها تلقی شود و جوامع مختلف مجازات های متفاوتی را برای افراد مجرم در نظر می گيرند.

    آزار های جنسی به سه دسته تقسيم ميشوند:

    ۱-آزارهای جسمی: يعنی چنانچه فردی شخص ديگر را مجبور به برقراری ارتباط جنسی کند در حالتی که فرد مايل به برقراری اين ارتباط نباشد) تجاوز جنسی(و يا دستمالی کردن فرد ديگر در صورت عدم آگاهی و يا رضايت فرد.

    ۲- آزارهای روانی و روحی: يعنی کلماتی به کار برده شود که باعث احساس تحقير شخص ديگر شود مثل متلک گويی، و يا دنبال کردن فرد و آزارهای تلفنی که شخص را مورد فشار روانی قرار دهد. يا حتی اگر فردی در حال تعويض لباس باشد و فرد ديگری بدون اطلاع وی به تماشای او پرداخته و لذت جنسی ببرد يک نوع از سوءاستفاده جنسی را مرتکب شده.

    ۳-سوء استفاده از موقعيت و اعتماد طرف مقابل در اعمال زور برای برقراری رابطه جنسی: مثلا فرد بزرگسالی که از بی دفاع بودن کودکی استفاده ميکند و يا بدليل نسبتی که با وی دارد او را به برقراری ارتباط جنسی تشويق و يا وادارد ميکند. مثل معلم، پدر و مادر، و اقوام يا رئيسی که از موقعيت خودسوء استفاده کرده و کارمند خود را تحت فشار قرار ميدهد.

    هرگونه تعرض به فضای خصوصی افراد بدون درک آنها از شرايط وخواست آنها که باعث وارد آمدن فشار روحی و احساس تحقير در فرد شود آزار و سوءاستفاده جنسی است. بنابراين متلک گفتن، دستمالی کردن افراد و بوق زدن و چشم چرانی،ايستادن بر سر راه افراد و مزاحمت های خيابانی و مسائلی از اين دست هم جزو آزارها و سوئاستفاده های جنسی بشمار می روند.

    بشنويدقسمت يازدهم برنامه درگوشی ها را اينجا بشنوپد

    برخی افراد براثر ناآگاهی از قوانين و مناسبات قابل قبول اجتماعی دست به چنين کاری می زنند و برخی ديگر دچار اختلالات روحی و يا روانی هستند که آنها را به سمت ارتکاب به اين اعمال ناپسند سوق می دهد.



    سارا ونازنين:
    در فرهنگ هايی که آموزش جنسی شرايط روحی طرف مقابل را در بر نمی گيرد موارد آزار جنسی شايع تر است.
    البته آمارهای مربوط به اين مسئله دقيق نيستند چون به دلايل زيادی از جمله دلايل زير افراد ممکن است
    گزارش اين وقايع به مقامات را در اولويت قرار ندهند:

    * فرد نميداند به کجا و چه کسی مراجعه کند
    * فرد نميداند که اين کاری که انجام شده آزار جنسی بوده و کاری نيست که همه انجام می دهند
    * ترس از آبروريزی و شکستن حرمتهای فاميلی و خانوادگی
    * ترس از اينکه متهم به دروغگويی و هرزگی شود
    * فرد آزار دهنده شخص را تهديد کرده که اگر موضوع را بازگو کند خودش و يا عزيزانش تاوان آن را باز پس خواهند داد

    افرادی که مورد آزار جنسی قرار گرفته اند بسته به نوع اين آزار و اثری که روی آنها داشته ميتوانند دچار اختلالات ريشه دار جنسی شوند بطور مثال فردی که بخصوص در دوران خردسالی و يا نوجوانی مورد آزار بوده در برقراری ارتباطات جنسی در آينده ممکن است دچار يک و يا چند مورد از اين حالات شود:

    * از برقراری ارتباط جنسی واهمه داشته باشد
    * از برقراری ارتباط جنسی بشدت سرباز بزند
    * به رابطه جنسی به عنوان يک وظيفه نگاه کند
    * در برانگيخته شدن جنسی مشکل داشته باشد
    * در صورتی که کسی به او دست بزند احساس انزجار، ترس و عصبانيت پيدا کند
    * در حين برقراری ارتباط جنسی نتواند در لحظه حظور داشته باشد و از نظر فکری فرسنگ ها دور باشد.
    * در روابط جنسی وسواس گونه و نامتعارف وارد شود
    * برای خانم ها درد در هنگام دخول و يا غير ممکن بودن دخول بر اثر انقباضات غير طبيعی دهانه واژن
    * برای آقايان مشکلات نعوظ و عدم کنترل بر روی زمان انزال
    * تمايل داشتن به برقراری جنسی به همان صورتی که در هنگام آزار جنسی اتفاق افتاده
    * خودآزاری جنسی و ديگر آزاری جنسی


    فهرست بالا تنها موارد شايع را در بر ميگيرد اما اين اثرات ميتواند از يک فرد تا فرد ديگر کاملا متفاوت باشد. بطور کلی اکثر اين افراد در برقراری ارتباطات با ديگران دچار مشکل هستند به اين صورت که يا بيش از حد صميمی ميشوند و يا از حد خاصی جلوتر نميروند.

    اين نکته هم شايان ذکر است که آزار و سوء استفاده جنسی چه برای مردان و چه برای زنان، چه برای کودکان و چه برای افراد مسن وجود دارد و با وجود اينکه زنان و کودکان بيشتر مورد آزارهای جنسی قرار ميگيرند اما مردان و افراد مسن هم از اين قاءده مستثنا نيستند.

    موقعيت همسر يا شريک جنسی فردی که مورد آزار جنسی قرار گرفته

    فردی که مورد آزار جنسی واقع شده قربانی اول و شريک جنسی وی در واقع قربانی دوم اين عمل است. همسريا شريک جنسی فردی که مورد آزار جنسی واقع شده ممکن است احساس طرد شدگی کند، مدام به اين فکر کند که شايد کاری را انجام می دهد که فرد آزار دهنده با همسرش انجام داده و نمی داند کدام کار درست است و کدام ممکن است باعث برانگيخته شدن احساسات منفی در شريک جنسی اش شود و در عين حال نمی تواند گذشته همسرش را تغيير دهد.


    در برخی موارد افرادی که مورد آزار جنسی واقع می شوند آگاه نيستند که خودشان به نوعی اين رفتار را دعوت کرده اند


    فرد ممکن است بشدت نسبت که فردی که اين کار را انجام داده عصبانی باشد. در حالتی که فرد مورد آزار دچار زياده خواهی جنسی و يا اعتياد جنسی است ممکن است به شريک جنسی اش فشار بيش از حد آورده و باعث برانگيخته شدن احساسات منفی در وی شود. در برخی اوقات هردو فرد تجربه آزار جنسی داشته اند. در هر حالت اين مهم است که زوج با هم مورد مشاوره قرار گيرند تا احساسات هردو در نظر گرفته شود.

    درمان

    همه افرادی که مورد آزار جنسی بوده اند ممکن است آمادگی شروع فرايند درمان را نداشته باشند. اين افراد غالبا نياز دارند که ابتدا درک درست و محکمی از خودشان داشته باشند و از سطح عزت نفس خوبی برخوردار شوند.

    در مرحله بعدی آنها بايد تمايل داشته باشند که رابطه جنسی شان را در سطحی عميق تر تجربه کنند و مثلا بجای اينکه به رابطه جنسی به عنوان وظيفه نگاه کنند بخواهند که از آن لذت هم ببرند. اين مسئله معمولا اتفاق نمی افتد تا زمانی که فرد احساسات خود را در مورد واقعه ای که اتفاق افتاده برای خود روشن کند و مثلا بداند که در مورد فردی که او را مورد آزار قرار داده چه حسی دارد؛ عصبانيت؟ ضعف؟ تحقير؟ و غيره.

    در مواقعی که زوج ها بر روی روابط جنسی شان کار می کنند دانستن اينکه يکی و يا هر دو فرد در اين رابطه مورد آزار جنسی بوده اند برای مشاور ضروری است در غير اين صورت ممکن است مواردی را بحث کند و يا زوج را به انجام کارهايی تشويق کند که موضوع را بدتر کند.
    --------------------------------------------------------
    توصيه من اين است که چنانچه در صدد شکافتن تجربه تان از آزار جنسی برآمديد حتما اين روند را با همکاری مشاور خبره انجام دهيد که در صورت لزوم بتواند به شما کمک کند تا احساساتی را که بر انگيخته ميشوند را کنترل کرده و در جهت مثبت هدايت کنيد.

    در حالت ايده آل فردی که تخصص مشاوره زوج ها، مشاره جنسی و تجربه کار با قربانيان آزار جنسی را هم دارد توصيه ميشود. هدف اين نيست که فرد به داشتن رابطه جنسی تشويق شود.
    هدف از اين فرايند اين است که فرد بتواند حد خود را بشناسد يعنی بداند در چه زمانی و با چه شخصی می خواهد ارتباط جنسی داشته باشد و تا چه حد می خواهد در اين ارتباط پيش برود.

    همچنين در صورت تمايل، قدرت برقراری ارتباط صميمانه جنسی بدون ترس را پيدا کند. معمولا مراحل التيام در رابطه زوج ها به ترتيب زير اتفاق می افتد اما ممکن است در هر زوجی متفاوت باشد:

    * در وهله اول ببينند مشکل رابطه شان چيست. برای چه اصلا به اين فکر افتاده اند که بايد در اين مورد فکر کنند (مثلا خانم از آغاز رابطه مشترکشان اصلا ميل جنسی نداشته)
    * هر دو درک مشترکی از مشکلی که در رابطه شان بوجود آمده (بر اثر سابقه آزار جنسی) پيدا کنند
    * مثل يک تيم در مقابل واقعه عمل بکنند يعنی همديگررا سرزنش و يا تحقير نکنند
    * رابطه جنسی با هم برقرار نکنند تا زمانی که واقعه را کاملا بررسی کنند و بدانند چه حرکتی ميتواند يادآور آن واقعه ناخوشايند باشد تا ازانجام آن خودداری کنند.
    * رابطه جنسی شان را دوباره از اول و با درک متقابل شروع کنند. مثلا برای هم توضيح دهند که چه کاری لذت بخش و چه کاری برايشان ناخوشايد است تا شريک جنسی شان بداند که در چه موقعيتی است و چه بايد بکند. برخی اوقات راحت تر است که از توضيح ناخوشايند ها شروع کنيد.
    * جو را طوری آماده کنيد که بتوانيد به راحتی در مورد نگرانيها و ترس های خود صحبت کنيد.
    * معنای جديدی از رابطه جنسی را در ذهن خود و شريک مقابلتان شکل دهيد يعنی اگر مثلا رابطه جنسی را برای جلب محبت و يا از فرار تنبيه انجام می داديد حالا اين رابطه را برقرار می کنيد چون طرف مقابلتان را دوست داريد و چون ميخواهيد از اين رابطه لذت ببريد.


    بر طبق آمارهای موجود اکثر آزار دهنده های جنسی فرد مورد آزار را می شناختند و فرصت کافی داشته اند تا مقدمات را برای انجام اين عمل فراهم کنند. بنابراين اين مهم است که از کودکی فرزندان خود را در اين زمينه آموزش دهيم.

    ساده ترين کار اين است که به آنها بياموزيم چه نوع تماسی درست است و چه نوع تماسی درست نيست. فقط بايد مراقب بود که اگر کودک را بيش از حد از ديگران بترسانيم در آينده نمی تواند ارتباطات سالمی برقرار کند و از هزگونه صميميتی می هراسند.

    بهترين کار اين است که با فرزند خود ارتباط نزديکی برقرار کنيد تا در صورت هرگونه مسئله ای بتواند موضوع را با شما در ميان بگذارد. اکثر افرادی که در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته اند موضوع را با هيچ کس در ميان نگذاشته اند بدليل اينکه می ترسيدند مورد تنبيه واقع شوند.

    به عنوان مثال کودکی که توسط عموی خود مورد آزار جنسی واقع شده و مورد را با مادر خود در ميان گذاشته مورد تنبيه واقع شده چون مادر نميخواسته اين مورد را باور کند و يا حتی اگر باور ميکرده توانايی مطرح کردن اين قضيه را با همسر خود نداشته و غيره. بنابراين تنبيه بچه بی دفاع و محکوم کردن وی به خيالبافی، گزينه راحت تری بوده.


    رابطه عاشقانه

    در برخی موارد افرادی که مورد آزار جنسی واقع می شوند آگاه نيستند که خودشان به نوعی اين رفتار را دعوت کرده اند. بخصوص در مورد جوانها مثلا خانم جوانی که بعد از يک بعداز ظهر قدم زدن در پارک با دوست پسر خود به منزل وی ميرود و بعد از کمی صحبت کردن شروع به بوسيدن هم می کنند.

    کم کم بوسه طولانی تر ميشود و خانم حس ميکند که رابطه به مرحله ديگری کشيده ميشود. اما طرف مقابل را متوجه نمی کند که تمايلی به پيشروی اين ارتباط ندارد و يا نگران است که اگر چنين کاری بکند طرف مقابلش از او زده شده و يا او را طرد می کند.

    بنابراين عليرغم ميلش ادامه ميدهد و ارتباط جنسی را تجربه می کند که به هر دليلی نميخواسته و يا آمادگی اش را نداشته. يعنی مورد تجاوز جنسی قرار ميگيرد. تجاوز جنسی لزوما با خشونت همراه نيست و هرگونه رابطه جنسی که با تمايل طرفين نباشد تجاوز جنسی محسوب ميشود. فردی که مورد تجاوز واقع شده ميتواند دچار احساس گناه، شرم و انزجار از خود و يا طرف مقابلش بشود در صورتی که اگر می دانست و يا در برخی شرايط بايد گفت اگر می توانست رابطه را در حدی که می خواست نگاه دارد چه بسا هيچ يک از اين احساسات منفی پيش نمی آمد.

    در همين جا بايد بگويم که تحت هر شرايطی هيچ کدام از موارد بالا رفتار ناپسند فرد آزار دهنده را توجيه نمی کند. اما افراد بايد بدانند که در چه زمانی با قاطعيت نظر خود را در مورد ادامه رابطه بيان کنند. و طرف مقابل هم بايد به خواسته فرد احترام گذاشته و رابطه را در همان حد نگاه دارد.

    در اکثر شرايط زمانی که افراد بيش از حد برانگيخته هستند و شرايط هم به اين موضوع دامن می زنند کنترل شرايط دشوار می گردد، بنابراين بهتر است که هميشه چندين مرحله پيش از مرحله خطری که برای خود در نظر گرفته ايد جريان را متوقف کنيد. و حتما به زبان بگوييد که نمی خواهيد از آن مرحله جلوتر برويد و منتظر نشويد که طرف مقابل احساسات شما را حدس بزند.

    اين بحث وجود دارد که حتی در رابطه بين زوجها هم اگر يکی مايل به برقراری رابطه جنسی نباشد و برخلاف ميلش وادار به برقراری اين ارتباط شود تجاوز محسوب ميشود يا خير. در جوامع مختلف پاسخ های متفاوتی به اين بحث داده شده مثلا در انگلستان اين مسئله تجاوز محسوب شده و جزو جرم های جنسی است.

    خلاصه
    اگر فردی به شما اطمينان کرد و خاطره تلخ خود را با شما در ميان گذاشت آن را باور کنيد به فرد آرامش و اطمينان بدهيد.
    معمولا افراد تنها با کسی اين مسئله را در ميان ميگذارند که نزديک ترين به خود احساسش کنند.

    در مورد زوج ها با وی همدلی کنيد و به او اطمينان بدهيد که بدن وی متعلق به خود اوست و شما به آن دست نمی زنيد مگر اينگه خود شخص به شما اجازه دهد. اين موضوع خيلی مهم است چون اکثر افرادی که مورد آزار جنسی و يا حتی آزار جسمی (کتک خوردن و غيره) قرار گرفته اند حس ميکنند که بدنشان از آنها گرفته شده و اينکه شما به ايشان اطمينان دهيد که بدون خواست آنها به بدنشان دست نمی زنيد. اين امر در التيام اين جراحت روحی بسيار مهم است.

    هرگز فردی را به داشتن ارتباط جنسی از هيچ نوعی مجبور نکنيد. اين عمل به حدی اثر عميقی روی روحيه افراد می گذارد که بعضا حتی قابل التيام کامل نيست.

    اگر شخصی گفت که مايل نيست از مرحله ای جلوتر برود به او احترام بگذاريد. می توانيد با هم در مورد عقايد و ارزش هايی که در ذهن داريد صحبت کنيد. ممکن است هميشه به نتيجه مشترک نرسيد اما حداقل هردو احساس مسکنيد که طرف مقابل برای شما احترام قائل بوده و به هم آسيبی وارد نکرده ايد که تا يک عمر موجب احساس بدی در طرف مقابل شود.

    هرگونه ارتباط يا تماس جنسی با کودکان جزو جرايم جنسی شناخته شده و در اکثر جوامع مورد پيگرد قانونی واقع ميشود. چه کودک به اين کار رضايت داده باشد چه نداده باشد چون کودک قدرت درک کامل ندارد و از عواقب روحی و روانی اين مسئله بی اطلاع است. اين مورد شامل بازی با آلت تناسلی کودک و وادار کردن او برای بازی کردن با آلت تناسلی بزرگسالان هم می شود.


    سارا ناصرزاده
    پژوهشگر و روان درمانگر جنسی


    ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 23 اسفند 1389 - 4:59 توسط : حسین فرجی
    آزار و سوء استفاده جنسی
    ]]>
    نویسنده : jgf بازدید : 188 تاريخ : 22 آذر 2012 ساعت: 11:53:
    برچسب‌ها :

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :