علل بيعلاقگي جنسي کدامند؟

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها


    علل بي علاقگي ممکن است جسمي ياروحي باشد پس هر عامل فيزيولوژي و احساساتي ممکنست موجب اختلالات در روابط جنسي شود .از نظر فيزيولوژي ترشح بعضي از غدد در ميل جنسي موثر واقع مي شود.

    در حيوانات جنس ماده در موقع ترشح بعضي از غدد و ازاد شدن تخم، ميلش به روابط جنسي زياد مي شود، معلوم شده که تنظيم ترشحات اين غدد باعث فعاليت جنسي مي شود.

    بعلاوه عوامل اجتماعي، تربيتي و احساساتي در تحريک جنسي نقش مهم را بازي مي کنند يعني يک نفر زن ممکنست به بي ميليش در اثر تاثير محيط باشد نه ترشح غدد.

    بايد متذکر شد که در موارد زيادي علت بي ميلي مربوط به عوامل موثر قبل از ازدواج است يکي از مطلعين مي گويد: «به عقيده من علت بي علاقگي بعضي از زنان به روابط جنسي نداشتن تربيت جنسي و ندانستن دستورات آنست و اين جهل نمي گذارد که ايشان از موانع نهي و شرم گذشته به زندگي زبيايي ادامه دهند.

    بعلاوه تصور اينکه روابط جنسي کار زشت و پليد و گناه است و همچنين وجود آميزشهاي ملال انگيز در گذشته و ترس از درد يا ترس از آبستن شدن نيز ممکن است در بي اعتنائي زن موثر افتد.

    اگر شوهر از رموز جنسي آگاه نباشد و عشق زن را نتواند برانگيزد، اگر خودش ميل جنسي نداشته و يا معايبي مثل زود اشباع شدن داشته باشدآنها موجب مي شود که شور عشق در زن بيدار نشده و بي ميلي و حتي نفرت در او ايجاد شود.

    درمان بي علاقگي جنسي :

    اگر مردي بعد از زناشوئي زن خود را بي ميل ديد چکار بايد بکند؟

    در مرحله اول مرد بايد در نظر داشته باشد که در زن ميل جنسي تا مدت زيادي ممکن است خاموش بماند و غريزه جنسي زن در حقيقت پس از بيست سالگي بحد اعلالي فعاليت خود مي رسد.

    يکي از متخصصين آثار ميل جنسي را بدو قسمت متمايز تقسيم کرده يکي تماسهاي بدني مثل نوازش و بوسه و ديگر آميزش.

    خيلي از زنها در ابتدا از تماس بدني بيشتر لذت مي برند و پس از گذشتن مدتي آميزش براي آنها مطبوع مي شود.

    پس بي ميلي زن در مراحل اوليه ازدواج ممکنست به علت بيدار نشدن کامل غرائز جنسي در او باشد ولي اگر اين بي ميلي دوام پيدا کند براي علاج آن بايستي به علت آن پي برد.

    بسته به مواد مختلف بايد به زن و شوهر دستورات مربوط به روابط جنسي را گوشزد نمود راه بکار بردن هنر جنسي را به ايشان نشان داد و اين فکر را که آميزش پليد است از مغز آنها بيرون کرد و وسائل معقول جلوگيري از آبستن شدن را براي زن شرح داده او را از ترسهاي موهوم رهائي بخشيد.

    زن هم در اين مورد بايد متوجه نقص خود شود و با جديت تمام به رفع آن بکوشد. خيلي اتفاق افتاده که زناني با کمال رضايت و حتي تکبر از بي اعتنائي خود به روابط جنسي گفتگو کرده اند و آنرا علامت تقوي و روحانيت خود دانسته اند يکي از آنها مي گفت: «جنسيت براي من معني و مفهومي ندارد و اگر شوهرم ابدا به من نزديک نشود به هيچوجه تاثيري در من نمي کند: البته خود اين گفته دليل بر نقص جنسي گوينده است.

    هر زني بايد بداند که ميل جنسي در هم آهنگي زناشوئي بسيار موثر است و عدم علاقه او به روابط جنسي دليل عدم تعادل در ازدواج است. او بايد بداند که مرد تاب تحمل بي علاقگي را ندارد و براي لذت بخش بودن زناشوئي ميل جنسي لازم است.

    مي خواهم قدم را از اين نيز فراتر گذاشته و بگويم که اگر ميل جنسي در زن زياد قوي نباسد و از آن پيش شوهر دم بزند بلکه بايد هر طور شده ميل شوهر را برانگيزد و اين خود ممکنست وسيله اصلاح زن شود.


    ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 23 اسفند 1389 - 5:11 توسط : حسین فرجی
    علل بيعلاقگي جنسي کدامند؟
    ]]>
    نویسنده : jgf بازدید : 269 تاريخ : 22 آذر 2012 ساعت: 11:53:
    برچسب‌ها :

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :